برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
من الان ساکن آلمان هستم و به عنوان دانشجو اومدم اینجا و همون ماههای اول متوجه شدم که سرطان دارم و با سرطانم کنار اومدم و دوباره به زندگی برگشتم.
تجربیات خودم از این دوران و خیلی چیزهای دیگه رو براتون می نویسم تا بذارین کنار بقیه تجربیاتم و با هم پیش بریم مثل قبل...
انشالله
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
خیلی وقته کمرنگم. امیدوارم با شروع کار کانال تلگرامم و انشالله بعدش هم صفحه اینستاگرامم، باز با شما دوستای نازنینم باشم...
این کانال تلگرام منه و منتظر دیدارتون هستم
اینم آدرس صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/tazearoos.blogfa/?hl=en
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
توی این بخش قصد دارم درد دل زنان و دختران رو از ظلمها و تجاوزهایی که به روح و جسمشون وارد شده بنویسم. سالهاست که من دلم شده مخزن الاسرار دوستان و اطرافیانم و دلم می خواد روزی این خاطرات رو به کتابی تبدیل کنم که خواندنش دیگه کسی رو یاد خاطره بدی توی زندگی خودش یا اطرافیانش نندازه و خشونت و تجاوز و هتک حرمت از جامعه رخت بربسته باشه!

برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
کنارش نشسته بود و غذا می خورد. با صدای زیاد و ملچ و ملوچ همیشگی. هر لحظه که می گذشت عصبانی تر و کلافه تر می شد. دلش می خواست فریاد بزنه و از اتاق بیرونش کنه. نه دلش می خواست بره محکم بزنه توی دهنش...
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین صمیمی